مرور کتاب: محتوا، استراتژی محتوا و استراتژیست محتوا

در ادامه مرور کتاب استراتژی محتوا برای وب و در فصل سوم، مفاهیم محتوا، استراتژی محتوا و استراتژیست محتوا در سازمان را به همراه شرح شغلی یک استراتژیست محتوا مرور می کنیم.

خلاصه دو فصل اول را می توانید اینجا بیابید:

محتوا چیست؟

  • محتوا به هر آن چیزی اطلاق می گردد که کاربر برای مطالعه، یادگیری، مشاهده ویا تجربه از نزدیک آن، به سمت ما آمده است.
  • با یک دید تجاری، محتوا به اطلاعات ضروری اطلاق می گردد که وب سایت، اپلیکیشن، اینترانت ویا هر وسیله ارتباطی و انتقال دیگر (Delivery vehicle) ایجاد می شوند تا آن ها را در برگیرند ویا انتقال (Communicate) دهند.
  • استراتژی محتوا (به طور خلاصه) اهداف و برنامه های شما را برای تولید(creation)، انتقال و تحویل (delivery) و تسلط بر محتوا (governance) هدایت می کند.
  • استراتژی محتوا عبارت از تدوین یک سری تکنیک جهت انجام یک سری اقدامات آنلاین در کانالهای مختلف نیست.
  • استراتژی محتوا، جهت را برای حرکت پیش روی شما می گذارد. سپس شما می توانید تکنیک های مختلف را ارزیابی کنید تا بفهمید چه میزان می توانند شما را به اهدفتان نزدیک کنند.
  • با “چهارگانه” (“the quad”) آشنا شوید. نمایشی از چهار عنصر ضروری استراتژی محتوا؛ هماطور که شکل نیز گویاست، محتوا می بایستی هم برای کسب و کار شما و هم برای کاربر نهایی مفید و کاربردی باشد:

چهارگانه استراتژی محتوا

  •  شکل به شرح زیر است:
    • در مرکز چهارگانه، استراتژی محتوای مرکزی قرار دارد. دراین قسمت نحوه ی بهره بردارییک سازمان (یا یک طرح) از محتوا برای دستیابی به اهداف و تامین نیاز مخاطبانش مشخص می گردد.
    • این استراتژی محتوای مرکزی همچنین بر محتوا (content component) نیز نظارت دارد که چه چیزی (Substance) باشد و چگونه ساختاربندی (Structured) گردد
    • استراتژی محتوای مرکزی از طرف دیگر، مشخص می سازد که نیروی انسانی (Peaple Component) –خصوصا سرپرستان و متولیان محتوا- چگونه در فرآیند هدایت چرخه عمر محتوا مفید واقع می شود
  • استراتژی محتوا در راستای ایجاد ارتباط بین افراد موثر (real people) و محتوای اصیل (real content) گام بر می دارد.

استراتژیست محتوا کیست و چه می کند؟

  • وظایف یک استراتژیست محتوا را می توان در بندهای زیر مرور کرد:
    • گردآوری، ممیزی و تحلیل محتوای موجود که با نیازهای طرح های جاری مرتبط است.
    • مشارکت با مدیران پروژه جهت تست و تحلیل “اکوسیستم” محتوا – فاکتورهای درونی و بیرونی که محتوا را تحت تاثیر قرار می دهند – در طول فاز شناسایی طرح (Project discovery phase).
    • شناسایی نیازهای محتوایی طرح و منابع بالقوه جهت گردآوری محتوا.
    • اطمینان از همراستا بودن تیم بر روی اهداف، فرضیات، فاکتورهای ریسک و موفقیت محتوا.
    • توسعه استراتژی و برنامه های محتوا بر مبنای اهداف تجاری کارفرما و نیازهای کاربران.
    • یکپارچه ساختن و مشارکت با تیمی از افراد خبره در معماری اطلاعات (IA)، سئو (SEO)، رسانه های اجتماعی (social media)، مدیریت دیتابیس، ابر داده ها (metadata)، و هرکسی که به نحوی با فعالیت های مقدماتی و آغازگرانه آنلاین درگیر و مسئول است.
    • همکاری با مسئول وب ویا برنامه نویسان وب جهت نظارت بر توسعه محتوا جهت درنظر گرفته شدن تمامی محتوا در راه حل های ارائه شده.
    • ایجاد چارچوب های طبقه بندی و ابر داده جهت دسته بندی و تگ گذاری محتوا.
    • ایجاد فهرست راهنما برای محتوا (content index) و ترسیم نقشه مستندسازی (mapping documentation) برای سایت.
    • استانداردهای دسترسی به محتوا را با توجه به قوانین کشور خود و سیاست های سازمانتان مطالعه و در پیاده سازی آن مشارکت کند.
    • محتوا را در طی فرآیند تولید رهبری و هدایت کند.
    • نظارت بر انتقال محتوا (content migration) و مستندسازی انتقال.
    • همکاری با ناظران و سرپرستان پایگاه داده جهت ایجاد تغییرات و به روزرسانی های لازم.
    • اطمینان از وجود برنامه برای نظارت، مراقبت و احاطه (governing) بر محتوا پس از انتشار.
  • استراتژی محتوا لزوما جدا از سایر بخش ها و وظایف سازمانی نمی باشد و همکاری نزدیکی با بخش های زیر دارد:
    • برندسازی و انتقال پیام سازمان
    • تولید محتوای وب (نویسندگان وب)
    • معماری اطلاعات
    • بهینه سازی موتورهای جستجو
    • استراتژی فراداده
    • استراتژی مدیریت محتوا
  • هیچ قانون خاصی برای انتخاب یک استراتژیست محتوا وجود ندارد. مهم شروع و به پایان رساندن کار است. آنچه ضرورت دارد وجود فرد/افرادی برای نظارت کامل بر محتوا جهت جلوگیری از به هم ریختگی محتوا و پاسخگویی به سوالات مهم مرتبط با آن است. سوالاتی نظیر چرایی، چیستی، کجا، برای چه کسی، چه زمانی و چه مقدار و اینکه در مرحله بعدی چه چیزی قرار دارد؟

 

 

نگاهی کوتاه به استراتژی محتوا، استراتژی بازاریابی محتوا و بازاریابی محتوا

برداشتی کوتاه از استراتژی و بازاریابی محتوا

اگر بخواهید یک برداشت کوتاه از سه مفهوم استراتژی محتوا، استراتژی بازاریابی محتوا و بازاریابی محتوا ارائه دهید، به چه شکل نگاه خود را بیان می کنید؟

پیش از این نیز به بهانه های مختلف در مورد مفاهیم استراتژی و بازاریابی محتوا نوشته ام.

بازاریابی محتوا و بازاریابی جاذبه ای را در یک نوشته باهم بررسی کردم.

در نوشته دیگری کوتاه در مورد استراتژی محتوا نوشتم و فرقش با استراتژی بازاریابی محتوا را متذکر شدم.

همچنین در نوشته دیگری، استراتژی بازاریابی محتوا و سه فاز اصلی آن را بررسی کردم.

در این نوشته می خواهم به طور بسیار کوتاه برداشت خودم از استراتژی و بازاریابی محتوا را (استراتژی محتوا، استراتژی بازاریابی محتوا و بازاریابی محتوا) ارائه دهم.

استراتژی و بازاریابی محتوا

بیایید فرض کنیم شما یک سازمان ارائه دهنده خدمات و محصولات مشخصی هستید و حال می خواهید وارد دنیای محتوا شوید.

سه فاکتور را مدنظر قرار می دهیم:

  1. سازمانی خودتان که می خواهید برای آن محتوا تولید کنید (که در اینجا سازمان خودتان است).
  2. محتوایی که مدنظر دارید برنامه ریزی کنید تا در دید مشتریان و مخاطبان مطلوبتان باشد.
  3. مشتری و مخاطبان بالقوه ای که می خواهید به آن ها محتوای باکیفیت و مرتبط ارائه دهید.

 

استراتژی محتوا

پیش تز همه به سراغ سازمان شما می رویم. نباید فراموش کنید که تولید محتوا یک ماشین اتوماتیک تولید انبوه و بی برنامه نیست. اگر از ابتدا بی برنامه پیش بروید، جایی از این ماجرا، ریسمان محتوا از دستتان در می رود و شما می مانید و انبوه کاموای در هم تنیده ای که سر و تهش را نمی توانید تشخیص دهید. از ابتدا برای محتوای سازمان خود برنامه ریزی کنید. برچسب ها، دسته بندی ها، ساختارها و بسترها را جلوی خود بچینید و الگوی مناسب برای سازمان خود را انتخاب و در بسترهایی که مدنظر دارید به سراغ مخاطبان خود بروید، پیاده سازی کنید. این بستر می تواند سایت شما (وردپرس)، رسانه های شما (تلگرام، اینستاگرام و … ) باشد.

در واقع استراتژی محتوا به برنامه ریزی محتوا پیش از تولید، در داخل سازمان بر می گردد، به طوریکه پیشاپیش بدانید هر محتوای تولیدی کجا و به چه شکل دسته بندی می شود. در این رابطه محتوا و سازمان شما ارتباط تنگاتنگی با هم دارند. همان چیزی که از آن تحت عنوان “یک چارچوب مناسب برای پیاده سازی گردشی(Repeatable Frameworks) برای به جریان انداختن محتوای مدنظر” نام برده بودیم.

یک مثال: یک مثال ساده از استراتژی محتوا، داشتن برگه مشخصی برای دسته ها و برچسب ها بر روی سایت شما می باشد. اگر سایت شما بر روی بستر وردپرس راه اندازی شده باشد، خود وردپرس این امکان را تحت عناوین “دسته ها” و “برچسب ها”برای شما مهیا می کند. بسیاری از اوقات خود این دسته ها و برچسب ها صفحات فرود (Landing Pages) مشتریان ورودی شما از موتورهای جستجو می باشند. این کار به بهبود سئوی سایت شما نیز کمک شایانی می کند(en).

استراتژی بازاریابی محتوا

همانطور که گفتیم، برنامه ریزی محتوا پیش از تولید، در داخل سازمان استراتژی محتوای شما را شکل می دهد.

در عین حال، اینکه این محتوا با چه برنامه ای در اختیار مشتریان قرار بگیرد، خود نیاز به برنامه ریزی و تدوین راهبردهای مشخص دارد.

مهم است که بدانید مشتریان شما چه می خواهند و آن چه می خواهند را چه زمانی و در چه بستری در اختیار آن ها قرار دهید.

پس اینکه محتوای شما، به چه شکل و در چه زمان در اختیار مشتریان شما قرار بگیرد، خود نیاز به یک برنامه ریزی مشخص و تدوین استراتژی دارد.دراین داستان مشتری نیز با فاکتورهای محتوا و سازمان درگیر می شود اما این درگیری از جنس “راه های برقراری ارتباط (Building Relationships)” می باشد. شناسایی این راه های برقراری ارتباط، استراتژی بازاریابی محتوای شما را شکل می دهد.

یک مثال: استفاده از ابزارهای نقشه سفر مشتری، پرسونای مخاطب و جدول تولید محتوا و تدوین آن ها، به شما جهت گام برداری به سمت مشتری و برقراری ارتباط با او کمک شایانی می کنند.

بازاریابی محتوا

 

حال که چارچوب های سازمانی خود را برای تولید محتوا مشخص کردیم و از جانب دیگر راه های برقراری ارتباط با مشتریان خود را نیز تدوین کردیم، نوبت به بازاریابی محتوا می رسد.

بازاریابی محتوا تولید و توزیع محتوای با کیفیت، مرتبط و سازگار با نیازهای مشتریان و پایدار با نیازهای متغیر آن ها می باشد (en).

یک مثال: فرض کنیم شما یک شرکت تولید محصولات و خدمات نرم افزاری هستید. نرم افزارهای شما عمدتا در دسته مدیریت محتوا ویا ارائه خدمات مرتبط می باشد. ایجاد دستورالعمل های گام به گام پیاده سازی نرم افزار، بهبود و توسعه می تواند یکی از اقدامات شما جهت بازاریابی محتوا و نفوذ مابین مشتریانتان باشد.

توضیحات، ابزارها و مثال های زیادی برای هر یک از حوزه های استراتژی و بازاریابی محتوا می توان آورد که مطمئنا به سه توضیح و مثالی که در اینجا آورده ام ختم نمی شود.

شما چه توضیحات ویا مثال هایی دارید که می توانید ارائه دهید؟

 

استراتژی محتوا برای وب (۲): مشکلات محتوا در وب

در ادامه بحث بررسی کتاب استراتژی محتوا برای وب، در فصل دوم مشکلات محتوا در وب که ممکن است در یک سازمان دست و پاگیر شما شوند و جلوی پیشرفت سازمان را بگیرند تشریح شده اند.

اگر هنوز نخوانده اید، پیشنهاد می کنم سری هم به خلاصه فصل اول کتاب بزنید.

مشکلات محتوا در وب

مشکلات محتوا در وب

عمده مشکلات محتوا در وب و موانعی که ما را از پیشرفت باز می دارند می توان در ۵ دسته دید:

  1. محتوا بیشتر از آنکه یک نگاه دارایی محور داشته باشد، به دید یک کالا نگریسته می شود؛
  2. زمانی برای برنامه ریزی محتوا تخصیص داده نمی شود؛
  3. درک و فرضیات نادرستی از ارزش محتوا و فهماندن آن به دیگران داریم؛
  4. صاحبان بی شمار محتوای بی صاحب!
  5. حجم کارها ما را از ادامه راه می ترساند.

مشکلات محتوا در وب ۱: محتوا یک کالا نیست

  • محتوا نیازمند منابع جدی (انسانی، زمانی و…) برای انجام تکلیف خود است.
  • برون سپاری تولید محتوا می تواند کار درستی باشد. اما یک راه حل طولانی مدت نیست.
  • محتوای باکیفیت و مرتبط، با استفاده از الگوریتم ها نوشته نمی شود. بلکه نیازمند نیروی انسانی جهت تولید و بازآفرینی آن است.
  • محتوای تولیدی توسط کاربران (User Generated Content) به همان اندازه که می تواند مفید باشد، خطرناک نیز هست.
  • محتوای بیشتر لزوما به معنای کار بهتر نیست. پیشنهادات بیشتر صرفا کاربر را گیج می کنند.
  • محتوای کالایی نیست که بخواهید آن را داد و ستد کنید. ارزش واقعی آن را بشناسید و سعی نکنید با هزینه کمتر، از زیر بار آن فرار کنید.

مشکلات محتوا در وب ۲: محتوا نیازمند تخصیص زمان و برنامه ریزی است.

  • تولید محتوا باید با برنامه ریزی باشد. صرفا چون دیگران این کار را می کنند به دنبالش نروید. حتی اگر منابع لازم را دارید.

مشکلات محتوا در وب ۳: فرضیات خود در مورد محتوا را تصحیح کنید.

  • استراتژی و برنامه ریزی برای محتوا، کپی رایتینگ نیست.
  • تولید محتوا بیش از آنکه شبیه پخت یک کیک باشد، شبیه اداره یک شیرینی فروشی است.
  • اولین قدم، ایجاد درک از ارزش، سختی ها و نیاز به برنامه ریزی و تداوم عمل در محتوا برای دیگران است.

مشکلات محتوا در وب ۴: صاحبان بی شمار محتوای بی صاحب

  • هیچ کسی به طور مستقیم مسئول، سرپرست و یا ناظر محتوا نیست، اما برای تولید یک محتوا همه انتظار دارند تا نظراتشان را اعمال کنید.
  • در فرآیند برنامه ریزی و تولید محتوا، نیازی نیست همه را راضی نگه دارید.
  • داشتن یک استراتژی محتوا موجب همراستایی ذینفعان بر روی اولویت ها و خروجی های مطلوب است.

مشکلات محتوا در وب ۵: حجم کارها ما را از ادامه راه می ترساند.

  • با پیدا کردن مشکلات محتوا تازه در اول راه هستید؛ حال باید تصمیم بگیرید اقدام بعدی چیست.

مختصر و مفید در مورد استراتژی محتوا برای وب (۱)

پیش از شروع

در این سری مطالب نگاهی خلاصه و مفید بر نکاتی از کتاب “استراتژی محتوا برای وب” می اندازیم.

پش از شروع لازم بذکر است که :

  1. این نکات با برداشت های من آمیخته خواهند بود.
  2. لزوما شامل تمام مطالب مهمی نیست که در کتاب موجود است.

در مورد کتاب “استراتژی محتوا برای وب”

کتاب استراتژی محتوا برای وب نوشته هالورسون و راش، از سری کتاب های استراتژی محتوا می باشد که به طور تخصصی برای محتوای موجود در وب نوشته شده است.

از نکات مفید این کتاب می توان به متن ساده و قابل فهم حتی برای کسانی است که تازه می خواهند با مفهوم استراتژی محتوا داستان خود را شروع کنند.

از جنبه های منفی کتاب هم، نپرداختن نویسنده به برخی مطالب مهم در استراتژی محتوا از قبیل:

  • بازاریابی محتوا
  • ترجمه و بومی سازی
  • محتوای هوشمند
  • و …

می باشد.

البته از دید نویسندگان این عمل موجب تمرکز بهتر کتاب بر موضوع اصلی استراتژی محتوا برای وب است.

به نظر آن ها منابع دیگری موجودند که به خوبی مطالب فوق را پوشش داده اند.

چند نکته از فصل اول: همین حالا شروع کنید

استراتژی محتوا برای وب

  • برای ایجاد تغییر در سازمان خود نیازی به برنامه ریزی وسیع و صرف زمان زیاد برای تدوین استراتژی نیست.
  • افق دید خود را گسترش دهید ولی برای شروع سبک و سریع اقدام کنید.
  • یک استراتژی محتوای خوب، به معنای برنامه ریزی برای تولید محتوای حداکثری نیست.
  • هرچه محتوای شما کمتر باشد با مشکلات کمتری از قبیل: مدیریت محتوا، هزینه تولید و نگهداری و سردرگمی مشتری روبرو خواهیم بود.
  • محتوای موجود را بازرسی کنید و میزان ثمربخش بودن آن را یک بار دیگر مرور کنید.
  • هرچه محتوای سازمان گسترده تر باشد، ممیزی محتوا زمان بیشتری می برد و بهتر است با گام های کوچک صورت گیرد. اما نباید کنار گذاشته شود.
  • به توصیه های دوستان و همکاران خود خوب گوش کنید و بدانید کجا به دنبال پاسخ های خود باشید.
  • محتوا نیز همانند یک نشریه یا روزنامه کثیرالانتشار نیاز به یک سردبیر، ناظر ویا مسئول مستقیم دارد. نگذارید محتوا بی سرپرست بماند.
  • سریع اقدام کنید. نیازی نیست متخصص خوانده شوید تا اقدامی انجام دهید. مهم این است گام های خود را بردارید و شروع به حرکت کنید.
  • به خاطر داشته باشید، کسی برای محتوا ارزش قائل نیست. بیش تر از آنکه آنرا جزئی از دارایی های سازمان که نیاز به برنامه ریزی استراتژیک دارد، ببینند، به عنوان محصول جانبی اقدامات و فعالیت های روزانه می بینند.

 

گذر در سه فاز استراتژی بازاریابی محتوا “آگاهی، جدی گرفته شدن، تبدیل” و بعد از آن

می خواهید استراتژی سازمان خود را تدوین کنید و نیاز به شناخت مشتریان خود دارید. استراتژی سازمان شما در استراتژی بازاریابی شما نیز جاری می شود. استراتژی بازاریابی سازمانتان خود شامل بازاریابی دیجیتال و نحوه ظاهر شدن شما در فضای آنلاین می شود. این استراتژی بازاریابی برای مشتریانی که ممکن است شناخت نداشته باشید یا هزینه زیادی بابت شناخت بازار و مشتریان خود صرف کرده باشید شکل می گیرد. مشتریان شما در فضای آنلاین به صرف اینکه “ما بهترین هستیم” و یا “مشتری خوش سلیقه ما را انتخاب می کند” دیگر به سمت شما نمی آیند. این مشتری به احتمال زیاد، حالا که وارد فضای آنلاین شده، برای محصولات یا خدمات شما به دنبال رقبا و یا نمونه های مشابه خواهد رفت. اگر هم خوش شانس باشید و او حوصله گشتن نداشته باشد، مسلما رقبای شما دیر یا زود به او دست می یابند و اینجاست که او دچار سردرگمی ویا کنجکاوی در انتخاب بعدی خود خواهد شد (تازه اگر به خرید قبلی خود رجوع نکند و میزان برد و باخت خود را با توجه به پیشنهادات جدید و انتخابی که پیش از این کرده بوده است نسنجد). از اینجا به بعد محتوای شماست که می تواند دوباره او را به سمت شما بازگرداند.

این یعنی استراتژی بازاریابی دیجیتال شما نیاز به استراتژی محتوا و نیز استراتژی بازاریابی محتوا خواهد داشت. یعنی حال شما باید پیش از آنکه او برای دستیابی به شناخت کافی و مقایسه، به سراغ رقبای شما برود، او را در مورد محصولات و خدمات خود، با محتوایی که ارائه می دهید، آموزش دهید. این یعنی ایجاد “آگاهی” برای مشتری.

اما ایجاد آگاهی کافی نخواهد بود؛ شما چه بخواهید چه نخواهید، چه تمام محتوای عالم را هم پیشکش او کنید، او باز به دنبال نمونه های مشابه و رقبا خواهد رفت. حتی رقبا را هم فاکتور بگیریم، سایت های مقایسه و نقد در موضوعات گوناگون کم نیستند آن جا دیگر فراری از “مقایسه شدن” نخواهید داشت. البته مقصر خود شما نیز هستید. چرا که به او آموزش داده اید و به عبارتی در مرحله قبل او را “آگاه کرده اید”. اما این به معنی این نیست که “خب چه کاریه؛ ولش کن همینجوری می فروشم”؛ حالا شما باید استراتژی و محتوای خود را آماده مرحله “مقایسه و مدنظر قرار دادن مشتری” کنید. می توانید اگر پتانسیلش را در خود و پیشنهادات خود می بینید، جسارت به خرج دهید و رقبای خود را نیز به او نمایش دهید. اگر هم این کار با استراتژی سازمان و پیشنهادات شما همخوانی ندارد، در هر حالت باید مخاطب را با برخی از جزییات مرتبط با پیشنهادات و خدمات خود، که شناخت آن ها برای انجام یک انتخاب مناسب به دردش می خورد، آشنا کنید تا او خود بداند باید به دنبال چه چیزی برای ورود به مرحله انتخاب باشد. مثلا اگر دوربین می فروشید، از چند ویژگی مهمی که می تواند در انتخاب دوربین مناسب برای فلان حوزه کاربری مدنظر داشته باشد سخن بگویید. به این ترتیب او برند شما را نیز به عنوان یک برند مدعی “جدی می گیرد” و در انتخاب خود “مدنظر” قرار خواهد داد.

حال او وارد مرحله “انتخاب” می شود. این انتخاب را با پیشنهادات متنوع خود آسان کنید. البته این تنوع نباید موجب سردرگمی او شود. منظور از پیشنهادات متنوع، ارائه چند گزینه محدود و مناسب مشتری حال حاضر شما، مابین چندین پیشنهادیست که پیش از این برای دسته های متنوع مشتریان خود آماده کرده اید. شما باید با یک استراتژی مناسب و برنامه ریزی شده، با توجه به سفری که او در فرآیند خرید تا به حال طی کرده است، او را از یک مشتری راغب به اطلاعات و پیشنهادات خود، به یک مشتری نهایی و بالفعل اطلاعات و پیشنهادات خود “تبدیل” کنید.

مشتری را پس از انتخابش، با سپری کردت مراسم تشکر و بدرقه شکوه آمیز فراموش نکنید. این ها می تواند لازم باشد اما کافی نیست؛ او باز هم، دیر یا زود، بازمی گردد و اگر شما علاوه بر دوربین، محصولات دیگری نیز برای فروش دارید –مثلا سینمای خانگی- مشتری که یکبار شما را انتخاب کرده، یک مشتری طلایی برای انتخاب مجدد اطلاعات و پیشنهادات شما است. پس او را در این فاصله با محتواهای کنترل شده  مجددا آموزش دهید(با مطالب بیهوده کلافه اش نکنید) و او را از دیگر محصولات خود نیز مطلع سازید. به این ترتبیب یک “وفادار” دیگر به جمع باشگاه مشتریان شما اضافه خواهد شد.

حتی اگر تک محصول هستید و محصول شما دارای دوره عمر ضمانت شده هزار ساله است! و او دیگر هرگز از شما آن محصول را دوبار نمی خرد –یا نیازی به خرید ندارد- فراموش نکنید که آمار بزرگترین و تسهیل کننده ترین عامل انتخاب و خرید را “پیشنهاد دوستان و نزدیکان” معرفی می کند. حالا شما یک گزینه طلایی برای دوستان و نزدیکان مشتری، که خود شما را انتخاب کرده، هستید. درست است که مشتری احساسی انتخاب می کند، اما او به هرحال سعی خواهد کرد انتخاب خود را منطقی جلوه دهد، پس به احتمال زیاد، نفر بعدی که در جمع دوستان او نقل محافل است، خود شما هستید. در واقع شما یک “مبلغ” به دست آورده اید.

در نهایت اینکه، این فرآیند، لزوما یک خط سیر یک طرفه نیست. مبلغ شما هر لجظه ممکن است بخواهد در مورد پیشنهادات جدید ویا سایر پیشنهادات شما آگاهی کسب کند.

منابع: متمم؛ «بازاریابی عصبی» در یک نگاه؛ آموزشگاه بازاریابی محتوا