چرا استراتژی محتوا؟ (کمی شخصی)

این یک نوشته کاملا مرتبط با استراتژی محتوا نیست

این نوشته در مورد چون و چرایی استراتژی محتوا یا اینکه چرا باید هر سازمانی استراتژی محتوا را برای خود پیاده سازی کند نیست.

در واقع این نوشته کمی شخصی تر، در مورد چرایی ورود من به این حوزه، چگونگی شروع ماجرا و ادامه داستان من با این کوچولوی گنده است.

شروع داستان

اواخر پاییز ۹۴، هنوز در سازمان فرآب (بخش معاونت مهندسی) مشغول به کار بودم و طبق عادت همیشگی نیم تا ۱ ساعت رو به طور نرمال، در سایت های مورد علاقم می چرخیدم و مطالب مورد علاقم رو مطالعه می کردم. یادم میاد وارد سایت وب مایند ست شدم و مطلبی توجهم رو به خودش جلب کرد. باید اعتراف کنم که ابتدا موضوع یا شرح ماجرا نبودن که توجهم را روی خودشون متمرکز کردن. بلکه عکس کارتونی بود که برای این مطلب انتخاب شده بود :)) و البته تعجب من به خاطر اینکه حس می کردم چنین عکسی خیلی به موضوع این سایت یا نویسندش نمی خوره (البته باز هم اعتراف می کنم که حدود ۲ ماه بعد ایده اصلی سایت رو فهمیدم). خلاصه از تفکرات ساده یا پیچیده من که بگذریم، وارد مطلب که شدم مستقیم سراغ عکس و پانوشتش رفتم. چشمم به کلمه استراتژی افتاد و برق زد. من کلا به کلمه استراتژی علاقه داشته و دارم-یه چیزی مثل کلمه بنز می مونه برام تو دنیای ماشین ها- ناخودآگاه تمام توجهم جلبش می شه. برای همین با یک اسکرول به بالا، متن رو از بالا به پایین خوندم.

متاسفانه چیزی که فکر می کردم نبود و کاملا گیج شده بودم. لینک های موجود در متن رو باز کرده بودم شاید بیشتر دستگیرم شه. هرچی باشه پایان نامه ام رو روی موضوع همراستایی استراتژیک تموم کرده بودم و شاید از روی غرورم احساس می کردم نباید اینطور می شد که شده. سایر مطالب رو مطالعه کردم که بالاخره تونستم با یکیشون بیشتر ارتباط برقرار کنم.

از گشت و گذارهای عادی من در سایت دو هفته ای می گذشت که به طور اتفاقی با یکی از دوستانم در مورد کاری جدید که به ذهنش رسیده بود، شروع به صحبت و تبادل نظر کردیم. تدوین محتوا برای سازمان ها. هر چند بعدها فهمیدم که نظرش بیشتر به تدوین اصول و روش های سازمانی (البته اینطور که من کاشف به عمل اومدم) بود، ولی همون صحبت جرقه ای شد تا مطالب سایت تازه پی برده ام رو با دقت بیشتری مطالعه کنم. در ماه های بعد جریان های متعددی پیش اومد و موجب شد از اون خونه ی اوقات مطالعه ام کمی دور شم.

داستان جدی می شود

اوخر زمستان با مدیران ایران شروع صحبت یک همکاری تازه رو داشتیم که کمی ایده های رد و بدل شده، دوباره من رو به سمت محتوا کشاند. دوباره چرخ زدن هام شروع شد. این بار اما روی دو موضوع: از یک طرف روی بازاریابی جاذبه ای مطالعه و وب گردی می کردم و از طرف دیگر روی محتوا و استراتژی محتوا خانه نشینی (اون موقع تنها منبعم وب مایند ست بود).

حالا از شروع ماجرای من با مدیران ایران حدود ۶ ماه مطالعه و وب گردی با یک عالمه منبع جدید می گذره و این خانه تازه خودم رو تشکیل دادم تا برداشت خودم از مطالعات و از طرف دیگه تحربیاتم که به مرور موجب درک بهتر و گاهی هم متفاوت خوانده ها می شود رو به اشتراک بگذارم.

یک نظر در “چرا استراتژی محتوا؟ (کمی شخصی)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *